حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

580

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

پس محمد كفت : همّت و اعتقاد ايشان « 1 » محقّق شد . و اين سراى و سهام و اموال بذو دادند . پس محمد بن موسى قصد [ أحمد بن ] عبد العزيز بن [ أبى ] دلف كرد ، و [ أحمد بن ] عبد العزيز او را اعزاز و اكرام كرد ، و خلعتها و مركبها بخشيد ، و وظيفهء « 2 » ساليانه معيّن كرد ، جنانچ ياد كرده شد . و بعد از آن با قم مراجعت نمود ، ديكر باره اهل قم او را اعزاز و اكرام كردند ، و از

--> احتمالى كه اكنون در انديشه نگارنده مىآيد ( و قرائن و شواهد متعددى بر آن وجود دارد ) و مىتوانم آن را عامل اصلى راندن محمّد بن موسى از سوى شيعيان عرب قم بدانم ، آن است كه قميان همواره از مجاورت و پناه‌دادن و پذيرفتن محدثان و راويان غير موثّق و ضعيف ، يا روايت‌كنندگان از ضعفاء ، و يا افراد مشهور به انحرافات فكرى و اعتقادى بيم داشتند ، و آنها را از نشر حديث و اعتقاد خود در قم منع مىنمودند ، و در چندين مورد اقدام به اخراج آنها از قم نمودند ( همچون اقدام به طرد احمد بن محمد بن خالد برقى ، و طرد حسين بن منصور حلّاج ) از اين رو با توجه به اين كه موسى بن محمّد بن على بن موسى الرضا عليهم السلام ( موساى مبرقع مشهور به ابن الرضا ) نزد جامعه شيعيان بغداد به انحرافات اخلاقى ، و ارتباط با دربار خلافت عباسى ، و منادمت با متوكل ، و شركت در مجالس ميگسارى متهم و مشهور بود ( در اين باره نگاه كنيد به : اصول كافى : 1 / 502 ، و الارشاد : 2 / 307 ) موضوعى كه بزرگان قم از آن آگاهى داشتند ، از اين رو با شنيدن خبر ورود ابن الرضا به قم ، در تكاپوى ممانعت از تاثيرات منفى حضور او در قم برآمدند ، و از آنجايى كه به گفته مؤرخين همواره برقع ( - نقاب ) بر روى مىانداخت ، او را ابن الرضا موسى بن محمّد و نه فرزندش أبو جعفر محمد بن موسى دانستند ، از اين جهت او را از قم طرد كردند ، ليكن پس از آگاهى از شخصيت او هنگامى كه نقاب از چهره برافكند ، رؤساى قم به طلب او بيرون رفتند ، و پس از عذرخواهى او را محترمانه به قم بازگرداندند ، و حقّ او را بجاى آوردند . ( 1 ) . اشاره به اهالى قم . ( 2 ) . حقوق و مستمرى .